صفحه در حال
بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
|
|
بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک
می گن کهنه نمی شه ، تولدت مبارک
تو این روز طلایی ، تو اومدی به دنیا
وجود پاکت اومد ، تو جمع خلوت ما
تو تقویما نوشتیم تو این ماخ و تو این روز
از آسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا
بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک
می گن کهنه نمی شه ، تولدت مبارک
یه کیک خیلی خوش طعم ، با چند تا شمع روشن
یکی به نیت تو ، یکی از طرف من
الهی که هزار سال همین جشنو بگیریم
به خاطر وجودت ، به افتخار بودن
بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک
می گن کهنه نمی شه ، تولدت مبارک
تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی
با گریه ساده به دنیا بله گفتی
الهی تا همیشه عزیز همه باشی
از اون چشمی که می خوای الهی که نیفتی
بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک
می گن کهنه نمی شه ، تولدت مبارک
ببین تو آسمونا پر از نور و پرندس
تو قلبا پر عشقه رو لبها پر خندس
تا تو هستی و چشمات بهونه س واسه خوندن
همین شعر و ترانه تو دنسای ما زندس
بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک
می گن کهنه نمی شه ، تولدت مبارک
واسه تولد تو باید دنیا رو آورد
ستاره ریخت تو رو تا آسمون برد
اینا یه یادگاری توی خاطره هاته
ولی به شوق امروز می شه کلی قسم خورد
بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک
می گن کهنه نمی شه ، تولدت مبارک
تولئت عزیزم پر از ستاره بارون
پر از بادکنک و شوق ، پر از آینه و شمدون
الهی که همیشه واسه تبریک امروز
بیان یه عالم عاشق ، بیاد هزارتا مهمون
بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک
می گن کهنه نمی شه ، تولدت مبارک
نوشته شده توسط محسن و مهران در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 ساعت 21:21 موضوع | لینک ثابت

می رم جای من اینجا نیست
عشق تو زیبا نیست
رویا نیست
می رم جایی که دریا نیست
اسم تو رویا نیست
غوغا نیست
می رم تا تو آروم شبا چشات بسته شه
دیوار اتاقت از عکسم خسته شه
می رم تا بارون منو یاد تو نندازه
می رم یه جای تازه می رم یه جای تازه
می رم با چشای خیس و قلب بی گناه
می رم حتی نمی ندازی به من یک نگاه
هرجا می رم اما بازم یاد تو می افتم
اینو به همه گفتم اینو به همه گفتم
کاش می شد تو ببینی من اینجا چه تنهام
وقتی که نباشی به هم می ریزه دنیام
اینجا کسی نیست با چشای باز و رو شن
بی تو چه غریبم من
می رم جایی که دریا نیست
رویا نیست
نوشته شده توسط محسن و مهران در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 ساعت 15:42 موضوع | لینک ثابت

گل مریم توی پاییز می آی و بهار می شه
لحظه تولدت پنجره بی قرار می شه
عطر تو ، تو شب کوچه های رویا می پیچه
باد اونو می بره و تو شهر ابرا می پیچه
زیر طاق آسمون ، توی مسیر سرنوشت
خدا اسم تو رو با اسم فرشته ها نوشت
وقتی از راه می رسی ، گلا نفس کم میارن
پریا تاجشونو به حرمتت بر می دارن
مث معبد و صلیب و آسمون مقدسی
نمی ذارم عطر تو بگیره دستای کسی
گل مریم توی گلخونه ی قلبم می مونی
قصه رسیدنو با لحن نازت می خونی
تو از اون سمت افق از آسمونا اومدی
تو میون همه ی گلا ، گل سرسبدی
نوشته شده توسط محسن و مهران در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 ساعت 17:32 موضوع | لینک ثابت
در گذشت پدر و مادر بزرگ عزیزتان را به شما و خانواده
محترمتان تسلیت می گوییم .
نوشته شده توسط محسن و مهران در جمعه شانزدهم فروردین 1387 ساعت 12:35 موضوع | لینک ثابت

کوچه خاموش و عابر در گذر تا فقیری آمده از او بی خبر
آشکارا این چنین گفت ای خدا درهمی دارم ، گلیم و این ردا
یک نفر را می دهی آبی و نان دیگری را می دهی باری گران
یک نفر را بی نیازی می دهی دیگری را تاب بازی می دهی
غیر بی مهری ندیدم ای خدا از چه می خندی به حالم بی صدا
مرد عابر تا سراپا گوش بود همچنان از حال او خاموش بود
مرد مسکین گفت عابر می شنید تا که او را نکته ای آنجا کشید
پس شتابی کرد و گفت هان ای فقیر توبه کن هر آنچه گفتی پس بگیر
هر دو ما را خداوند آفرید هر دو ما را به یک اندازه دید
هر که جز کار و تلاش از خود ندید میوه پربار خود از شاخه چید
هر که در خود غیر نادانی نیافت رسم آیین خداوند را می شکافت
نوشته شده توسط محسن و مهران در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 ساعت 17:17 موضوع | لینک ثابت















رفیق من سنگ صبور غمهام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیچکس نمی فهمه که چه حالی دارم
چه رویای رو به زبالی دارم
مجنونمو دل زده از خیلی ها
خیلی دلم گرفته از خیلی ها
نمونده از جونیام نشونی
پیر شدم پیر تو ای جوانی
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
اگر که هیچکس نیومد
سری به تنهایت نزن
اما تو کوه درد باش
طاقت بیار و مرد باش

نوشته شده توسط محسن و مهران در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 ساعت 0:35 موضوع | لینک ثابت

پیداست هنوز شقایق نشدی ...
زندانی زندان دقایق نشدی ...
وقتی که مرا از دل خود می رانی ...
یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی ...
زرد است که لبریز حقایق شده است ...
تلخ است که با درد موافق شده است ...
عاشق نشدی وگر نه می فهمیدی ...
پاییز بهاریست که عاشق شده است
نوشته شده توسط محسن و مهران در دوشنبه یکم بهمن 1386 ساعت 0:26 موضوع | لینک ثابت

کمک کنین هلش بدین چرخ ستاره پنچره
توشهری که برق ستاره خنجره
گلدون سرد و خالی را بذار کنار پنجره
شاید یه روز با دیدنش وا بشه چندتا حنجره
به ما که خسته ایم بگه خونه بهار کدوم وره
کنار حوض ماهیا گربه را نازش میکنن
سنگ سیاه حقه رو مهر نمازش میکنن
اهای فلک که گردنت از هممون بلندتره
به ما که خسته ایم بگو خونه بهار کدوم وره
نوشته شده توسط محسن و مهران در سه شنبه هجدهم دی 1386 ساعت 16:27 موضوع | لینک ثابت
به حرمت نان و نمکهای سادگی و دستهای خالی و دلهای عاشق
امشب می خوام تو آسمون برات یه فال حافظ بگیرم
اگر خوب در نیومد به احترامت بمیرم
امشب می خوام تا خود صبح برات دعا کنم
برای خوشبخت شدنت خدا خدا کنم
امشب می خوام تو آسمون عکست بکشم
اگه خوب در نیومد ناز نگات بکشم
نوشته شده توسط محسن و مهران در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 ساعت 15:15 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

نام : محسن
محکوم به زنگی در :5/9/1368
ساکن : تهران _ تهرانسر
باشگاه های مورد علاقه : پرسپولیس تهران ، منچستر یونایتد
موسیقی های مورد علاقه : پاپ ، رپ
شاعر مورد علا قه : مریم حیدرزاده
خواننده های مورد علاقه : مجید خراطها ، کامران و هومن ، شادمهر ، سیاوش قمیشی ، یاس
نام : مهران
متولد : 18/3/1369
ساکن : تهران _ تهرانسر
باشگاه های مورد علاقه : استقلال تهران ، رئال مادرید
موسیقی های مورد علاقه : پاپ ، رپ
شاعر مورد علاقه : .........
خواننده های مورد علاقه : مجید خراطها ، یاس ، هیچکس
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY